جمعى از علما

626

جامع المقدمات ( جامعه مدرسين ) ( فارسي )

من الحجر بانسان » صادق شود وسالبهء جزئيه عكس ندارد زيراكه « ليس بعض الحيوان بانسان » صادق است ودر عكس وى « ليس بعض الانسان بحيوان » صادق نيست . فصل : [ نقيض قضيّه ] نقيض قضيّه ، قضيّهء ديگر باشد كه با وى در ايجاب وسلب مخالف باشد به حيثيّتى كه صدق هريك لذاته مستلزم كذب ديگرى باشد وكذب هريك لذاته مستلزم صدق ديگرى باشد ؛ پس نقيض موجبهء كليّه سالبهء جزئيه باشد ونقيض سالبهء كليّه موجبهء جزئيه باشد . فصل : [ قضيّهء متّصله وصور آن ] قضيّهء متّصله ، لزوميّه باشد اگر اتّصال يا سلب اتّصال ضروري باشد - چنانكه گذشت - واتّفاقيّه باشد اگر اتّصال وسلب اتّصال ضروري نباشد ، وقضيّهء منفصله يا حقيقيّه باشد اگر انفصال در وجود وعدم باشد چنانكه گويى اين عدد يا زوج باشد يا فرد ، يعنى هر دو مجتمع نشود وهر دو مرتفع نشود ويا مانعة الجمع باشد اگر انفصال در وجود باشد چنانكه گويى : « اين چيز يا شجر است يا حجر » يعنى هر دو مجتمع نشوند ولكن ارتفاع را شايد ، يعنى آن چيز مىتواند كه نه شجر باشد ونه حجر . ويا مانعة الخلوّ باشد اگر انفصال در عدم باشد چنانكه گويى « زيد در دريا است يا غرق نمىشود » يعنى هر دو مرتفع نشوند ولكن اجتماع را شايد . * * *